تبليغاتX
آبانیها

نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385

 

 

 

تولدتون مبارك........

يگانه خواهي شد و دنيا را در آغوش خواهي گرفت.

                           

                        تنها اگر قصه هاي قديمي را كنار بگذاري

                                           

                               و همه جيز را از نو آغاز كني........

 

 

                                 تقديم به تو

 

فرشته هاي آباني از همين امروز تا آخر آبان تولدتون رو تبريك مي گم 

 

                                 

 

                          آرزو دارم خوش باشین و به آرزوهاتون برسین

                                        


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385

 

 

من هنوز يك نقطه ام براي شروع يه دنيا

ولي، ولي خود نيز نمي دانم

چرا!!!

به كدامين راه رفته محكومم مي كنيد

به كدامين گناه بزرگ كوچكم مي شماريد

به كدامين دريا ، تشنه سرابم مي كنيد

هنوز در باور شب ماتم زده ام

هنوز در پيكر سنگ تراشه هاي هجري

به دنبال رد پايي بر دلم

بيا ، براي يك بار هم كه شده فقط تو بيا

بيا ، براي اولين و آخرين بار فقط تو بگو

بگو كدامين جرم جز محبت مرا خار كرد

بگو كدامين صورت سيلي عشق را مرحم كرد

بگو كدامين فتنه در دل كوچكت رخنه كرد

بگو و فقط تو بگو

بگو شايد اين آخرين باشد براي اولينت

بگو شايد اين محكم ترين دليل باشد براي اينت

بگو شايد كه جاده راه تو ، از اين پس بي فروغ باشد

فقط تو آرام بيا!!!

از پشت پلكهاي اولين ستارة شب

از پشت ديوار بلند مهتاب

از پشت شيشه الماس چشمها

به خدا به كدامين سو نظاره كنم

من هنوز رد پاي نرفته ام در راه رفتة تو!!!

من هنوز آوارة كوي بي انتهاي اين جاده ام

من هنوز خسته از زورق انتخاب

به دنبال وسوسه هاي آبيم در ميان خواب

من هنوز يك نقطه ام براي شروع يه دنيا

ولي ولي خود نيز نمي دانم

چرا!!!

...........

 

مرگ من سفری نیست
هجرتی است

از وطنی که دوست نمی داشتم
بخاطر نامردمانش

 


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر 1385

 

محراب و علي(ع)

 

مهتاب به دشت شهر شب مي تازد

     محراب به گلبانگ سحر مي نازد

         از فرق سر اسوه ي ايمان، یا رب

              شمشير چه شق القمري مي سازد!!!

اشك خون

 

 

شگرف سحر ، بغض شب يلدا بود

        سوز دل محراب چه بي پروا بود

                       راز دل آينه و پندار فلق :

                            چون خنده ي خونين سر مولا بود!!!

 

تسليت

 تو اين شباي بزرگ و عزيز ما رو هم از ياد نبرين


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر 1385

خدا هميشه به عيادت ما مي آيد اين ما هستيم كه هيچوقت در خانه نيستيم!

 

كودك نجوا كرد : خدايا با من حرف بزن! مرغ دريايي آواز خواند ، كودك نشنيد.

سپس فرياد زد : خدايا با من حرف بزن!!! رعد در آسمان پيچيد، اما كودك گوش نكرد.

كودك نگاهي به اطراف انداخت و گفت : خدايا بذار ببينمت!!! ستاره اي درخشيد و كودك توجه نكرد.

كودك فرياد زد : خدايا به من معجزه نشان بده!!!و يك زندگي متولد شد .....اما نفهميد!!!

كودك با نااميدي گريست : خدايا با من در ارتباط باش.

خدا پايين آمد تا كودك او را لمس كند اما كودك پروانه را كنار زد و رفت...!!!


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در پنجشنبه بیستم مهر 1385

نخواب!
امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر 1385

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بچه ها

کاغذی بردارید

بنویسید : کبوتر زیباست

بنویسید : کلاغ بی نهایت زشت است

بنویسید : که آذر خوب است

بنویسید : دارا فردا یک قهرمان می زاید

بنویسید : دارا یک نوزاد دارد

بنویسید : که آذر بی عروسک هم می تواند باشد

تا شب جمعه آینده

مشقتان این باشد

که پدر دندان دارد

اما

نان ندارد

بخورد!!!


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1385

 تو تنها نيستي.............

آن دم كه تنها تر از هميشه هستي و روزگارت در عمق آلام فرورفته بدان كه پروردگارت بيش از هر موقع نظاره گر توست . آن لحظه بدان كه خداوند تو را در آغوش گرفته و همواره در فكر توست .آن لحظه ايست كه تو بايد مفهوم واژه ي صبر را دريابي ودر وجودت حس كني .آن هنگام اميد را بايد در خود بپروراني و دو واژه ي حاجت و حكمت را ايمان آوري . آن دم كه به ديار غير فاني خويش هجرت كني،خواهي ديد كه چه زيبا بوده اند روزگاري كه تو مصائب خواندي....

 

يقين داشته باش ،آرزويي كه در آن لحظه از عمق دل بر آيد،اجابتش حتمي است و در اين امر هرگز صرفه جو نباش!!!

 

 


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در شنبه هشتم مهر 1385

تنهاي تنها..............

 

 

اي شما!

       اي تمام عاشقان هركجا!

                      از شما سوال مي كنم:

نام يك نفر غريبه را

   در شمار نام هايتان اضافه مي كنيد؟

 

 

 

يك نفر كه تاكنون

            ردپاي خويش را

                            لحن مبهم صداي خويش را

شاعر سروده هاي خويش را نمي شناخت

                                    گرچه بارها و بارها

        نام اين هزار نام را

                        از زبان اين و آن شنيده بود

 

 

 

يك نفر كه تا همين دو روز پيش

                     منكر نياز گنگ سنگ بود

گريه ي گياه را نمي سرود

آه را نمي سرود

شعر شانه هاي بي پناه را                             

حرمت نگاه بي گناه

و سكوت يك سلام                  

در ميان راه را نمي سرود                                           

نيمه هاي شب

نبض ماه را نمي گرفت

روزهاي چارشنبه ساعت چهار

بارها شماره هاي اشتباه را نمي گرفت!!!

 

 

اي شما!!!

اي تمام نامهاي هر كجا               

زير سايبان دست هاي  خويش

جاي كوچكي به اين غريب بي پناه مي دهيد؟

اين دل نجيب را

اين لجوج دير باور عجيب را

در ميان خويش

         راه مي دهيد؟؟؟

 

 


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در جمعه هفتم مهر 1385

سلام به همه دوستای خودم خیلی دلم گرفته بود گفتم بیام چند خط تو

وبلاگه خودمون بنویسم یه کم از بی حالی در بیام ولی نمیدونم چی

 بنویسم اصلا بی خیال فعلا مخم نمی کشه  خوب ماه رمضونه دیگه

 راستی نماز روزه هاتون قبول  تا بعد خداحافظ


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در پنجشنبه ششم مهر 1385

امام مهدي............

تا دیروقت صاعقه مي زد نيامدي

آتش از آه سنك برآمد نيامدي

دل سوخت، درد سوخت،عصب سوخت،ناله سوخت

تا دست كم غرور بماند نيامدي!!!

آقا چه روزگار بدي،عشق و قهوه اي؟!

يا سبز!سبز- آبي سرمد نيامدي

مولا چقدر خسته ،چه خالي ،چه خلوتيم

پايان اين دوباره ي ممتد نيامدي

تا در ميان آينه و حفره هاي روح

ديوار مصلحت نكشد قد نيامدي

اين يك كبوتر است همين حسرت نجيب

سرگنده در حوالي گنبد؟؟ نيامدي!!!

آه آنهمه اميد و فقط رنج مويه ها

يا محو هستهاي نبايد نيامدي

يا اعترض زخم عليه كدام دست

آشوب نينواي مجدد نيامدي

ما رفته رفته بهت ،سپس سنگ مايه،هيچ

آقا بديم ما! دلت آمد نيامدي؟؟؟

 


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر 1385

آهو خيلي خوشگل بود . يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داري شوهرت چه جور موجودي باشه؟
آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پري آرزوي آهو رو برآورده کرد و آهو با يک الاغ ازدواج کرد.

 شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسيد :
علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره.

حاکم پرسيد:
ديگه چي؟
آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.

حاکم پرسيد:
ديگه چي؟
آهو گفت: آبروم پيش همه رفته , همه ميگن شوهرم حماله.

حاکم پرسيد:
ديگه چي؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عين طويله است.

حاکم پرسيد:
ديگه چي؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنه.

حاکم پرسيد:
ديگه چي؟
آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش رو بلند مي کنه و عرعر مي کنه.

حاکم پرسيد:
ديگه چي؟
آهو گفت: از من خوشش نمي آد, همه اش ميگه لاغر مردني , تو مثل مانکن ها مي موني.

حاکم رو به الاغ کرد و گفت:
آيا همسرت راست ميگه؟
الاغ گفت: آره.

حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟الاغ گفت: واسه اينکه من خرم.
حاکم فکري کرد و گفت:
خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد.

نتيجه گيري اخلاقي: در انتخاب همسر دقت کنيد.
نتيجه گيري عاشقانه :
مواظب باشيد وقتي عاشق موجودي مي شويد عشق چشم هايتان را کور نکند


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در یکشنبه دوم مهر 1385

 
 : (( مي گويند فردا شما مرا به زمين مي فرستيد
 ، اما من به اين كوچكي و بدون هيچ كمكي چگونه
 مي توانم براي زندگي به آنجا بروم ؟))
خداوند پاسخ داد : ((‌از ميان تعداد بسيار فرشتگان
من يكي را براي تو در نظر گرفته ايم . او در انتظار
 ندارم و اينها براي شادي من كافي هستند.
خداوند لبخندي زد ، فـــرشـــتــــه ات برايت آواز
 خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد ،
 و تو عشق او را احساس خواهي كرد و شاد خواهي شد
كودك ادامه داد : من چطور مي توانم بفهمم مردم
 چه مي گويند ، وقتي زبان آنها را نمي دانم ؟
خداوند او را نوازش كرد و گفت : فــــرشــــتـــه تو
، زيباترين و شيرين ترين واژه هايي را كه ممكن
است بشنوي در گوش تو زمزمنه خواهد كرد و با
دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد كه
 چگونه صحبت كني .
كودك با ناراحتي گفت : وقتي كه مي خواهم با شما صحبت
كنم چه كنم ؟
اما خدا براي اين سئوال هم پاسخي داشت
 (( فــــرشــــتــــه ات دستهايت را در كنار هم قرار
 خواهد داد و به تو ياد مي دهد كه چگونه دعا كني ))

كودك سرش را برگرداند ، شنيده ام كه در زمين
انسانهاي بدي هم زندگي مي كنند ، چه كسي از
 من محافظت خواهد كرد ؟

فــــــرشــــــتــــــه ات از تو محافظت خواهد كرد ،
كه ديگر نمي توانم شما را ببينم ناراحت خواهم بود .
خداوند لبخند زد و گفت : فـــــــرشــــتــــه ات هميشه
 درباره من با تو صحبت خواهد كرد و به تو راه
 بازگشت نزد من را خواهد آموخت ، گرچه من
 هميشه در كنار تو خواهم بود .
و در آن هنگام بهشت آرام بود اما صدايي از زمين
 شنيده مي شود . كودك دانست كه بايد به زودي سفرش
 را آغاز كند . او به آرامي يك سئوال ديگر از
 خداوند پرسيد :
خدايا من بايد همين حالا بروم ، لطفاً نام
 فـــــرشــــتــــه ات را به من بگو ؛
خداوند شانه او را نوازش كرد و پاسخ داد :
 (( نام فــــــرشـــتـــه اهميتي ندارد و به
 راحتي مي تواني او را مـــــــــــادر صدا كني )

 
 

ماماني

 

مامان جونا خیلی گلین


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385

طالع بینی شخصی
مشخصات كلي متولدين آبان ماه:
قوي و قدرتمند ، مصمّم و با اراده پولادين ، ورزشكار ، هوشيار ، حسّاس و خجول ، در ظاهر آرام ولي در باطن خروشان ، انتقامجوي شديد ، پر انرژي ، واقعاْ كوشا ، عاشق ماورالطبيعه ، اهل معنويّات ، عاشق مسائل مرموز ، هر كاري را به پايان مي رساند ، مشكوك و كنجكاو و تودار ، مجري بسيار خوب ، پايدار و با ثبات ، محقّق ورزيده ، كاشف و دانشمند ، علاقه مند به تفتيش عقايد ، فكر سايرين را مي خواند ، داراي روح قوي ، واقعاْ اميدوار ، فرمانده و سياستمدار ، مقاوم و پر تحمّل ، فنا ناپذير ، عدّه كمي را وارد زندگي خود مي كند ، عاشق تولّد مجدّد ، داراي اهداف عالي ، بلند پرواز ، علاقه‌مند به روانكاوي و روانشناسي ، پر شور و حرارت ، پدري فداكار ، عاشق نصيحت كردن ديگران ، داراي افكار تخيّلي و ايده آل ، زيبا ، حسود ، موقع شناس ، جاه طلب ، خشن ، قابل اعتماد ، متنفّر از دروغ ، با وقار ، منطقي ، ماجراجو ، عاشق اسرار حيات و جهان ، با اعتماد به نفس ، شجاع و دلير ، كمال گرا ، اهل معنويّات و واقعاْ قاطعانه عمل مي كند .
مشخصات مرد
تيز هوش، با اراده، خواستار هدفهاي بزرگ، پدري دلسوز و مهربان، مواظب باشيد كه هرگز به مرد متولد اين ماه دروغ نگوئيد و احساسات او را جريحه دار نكنيد و يا بر خلاف غرور مردانه او رفتار و گفتاري نداشته باشيد زيرا كه انتقام و عكس العمل خشمگينانه او بسيار سوزنده و خطرناك است.
مشخصات زن
طناز و زيبا، خانه دار و گرم، حسود و انتقامجو، راز دار و خود دار، موقع شناس و گاه جاه طلب، جذاب و مغرور و با اعتماد به نفس، براي متولد اين ماه اندكي علاقه و يا اندكي تنفر مفهوم ندارد يا عاشق است يا دشمن و در غير اينصورت كاملا بي تفاوت و بي اعتناست.

 

 


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385

 

 

آن روز كه از كوچه گذشتي به تو گفتم:

دلداده ام و مست وخرابم.

ساقي به شرابم نظري كن.

آن روزكه از كوچه گذشتي به تو گفتم:

من آبي آبم                 خوشحالي نابم.

بر قحطي خوابم گذري كن

آن روز گذشت و تو گذشت و تو گذشتي

صدبار دگر باز گذشت و توگذشتي

اما نظري نه،گذري نه

امروز اگر مي گذري با تو بگويم:

خبري پرس از اين حال خرابم

اي واي اگر

باز نبينم

شوقي ز نگاهت!!

دگرم باز نبيني

رنگي به شرابم

نفرين به تو و حال خرابم!!!
امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در شنبه یکم مهر 1385

Click to view full size image
پژواك
همه جا خاموش... همه كس آرام... صداي نفس كوه به خود مي پيچيد... و سكوت حاكم بود... همگان مشغولند به خود... و سكوت پابر جاي... و من از ديدن يك برگ... بوجد آمده ام... و چنين داد زدم... "من اينجام... به تواي كوه بزرگ... سلام"... و صدايم گم شد!... سكوتي كه شكست... و دوباره حاكم شد!... كوه بر شرم خودش فايق گشت... و چنين داد پيام... سٍٍـــــــلام!... و سلامم برگشت....

امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by seylsepour.blogfa.com


tkbleak.com