تبليغاتX
آبانیها

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان 1385

..........................

 

 

من گلی بودم مرا از شاخه چیدندبه گلدانی برده و آبی چکیدند. به من گفتند اینجا خانه ی توست به جای باغ و بوستان کاشانه ی توست یکی بود همراه من طاقت نیاورد همان روز نخست عزم سفر کرد و رفت و من ماندم و غم به گلدان کوچکم عادت نمودم به چشم مردمان من راز دیدم در صد قفل دل را من باز دیدم که هر کس آمد وبرمن نظر کرد به آنی غصه از یادش سفر کرد به من این روزها رفت و بگذشت نمی گویم که آسان، سخت ،بگذشت من اما شکوه بر ایزد نگفتم به زندان کوچکم گاهی شکفتم ز راهی عاقبت یک مرد آمد نمی دانم چه فکری کرد آمد من خشکیده را او سبز می دید ز چشم عاشقم او غصه می چید نمی دانم چرا من گریه کردم ز نامردی مردم به او من شکوه کردم به او گفتم ز داغ این جدایی که از خانه مرا بردند جایی که نام خانه را بر آن نهادند بهشت کوچکم را از من گرفتند ز غربت چشم من همواره گریید ز نامردی این مردم به جانم خار رویید مرا که از غربت نشانی داشتم تنم سبز بود روح عریانی داشتم مرا هر روز بر هم هدیه کردند که گویی همراه من غم هدیه کردند به درد غربتم آن مرد گریید نمی دانم سخن های مرا بشنید یا نشنید مرا با دستهای مهربانش... مرا با آن نگاه بردبارش ز زندان کوچکم آرام برداشت به راهی آشنا او گام برداشت مرا برد عاقبت از آن سرایی که بوی درد می داد و جدایی مرا بر خاک آشنای خانه بنهاد و قصه ی یک گل خشکیده را اینگونه سرداد....

 

 


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385

سلام به همه آبانیها

آخرای آبانیم امدم بگم نتو نستم تولد همتون رو تبریک

بگم چون من اینجا سیستم ندارم برای همین خیلی

سخت بود بیام برای همتون پست بزارم

خلاصه شرمنده ولی همتونو دوست دارم امیدوارم

موفق باشیدتولد همتون هم مبارک امید

 


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385

 

خارها خوار نيستند

               شاخه هاي خشك

                               چوبه هاي دار نيستند

ميوه هاي كال كرم خورده نيز

                           روي دوش شاخه بار نيستند

پيش از آنكه برگ هاي زرد را

                   زير پاي خويش

                                   سرزنش كني

 خش خشي به گوش مي رسد :

                            برگهاي بي گناه

با زبان ساده اعتراف مي كنند

                          خشكي درخت

                            از كدام ريشه آب مي خورد!!!!


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در پنجشنبه یازدهم آبان 1385

سلام..سلام...سلام...به همه مخصوصاً یه نفری

خیلی خوشحالم امروز تولد بهترینمه 

همون عزیزم تولدت مبارک...بووووووووووس

اینو تقدیمش می کنم ..... خیلی دوست دارم (خودت می دونی)

تولدت مبارک عزیزترینم.....نازنینم....و .........فقط نپرسین کیه که نمی گم.....


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان 1385


ني ني هاي گنده ي آباني تولدتون ............

 

اينا تقديم به آباني هاي گل

 

 

تفلدتون مبالك

 

 

ايشا الله صد سال ديگه هم همين قدي بمونين(مثل بچگي ها پاك و صادق)

 

 

 

 خودمونيم ها (خوش به حال مامانايي كه بچه هاي آباني دارن)

زياد به خودتون نگيرين (حالا من يه چيزي گفتم)

خوش باشيد

 

 


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385

سلام به همه آبانیها

امروز یک روز بزرگ روزه تولد یکی از بهترین

 دوستام(البته دوست اینترنتی) این پرانتزو

نوشتم چون اگه نمی نوشتم شاکی

 میشد خوب فقط امدم بگم تولدت مبارک

۶ آبان همیشه یادم میمونه


امید نوشته شده توسط
 لينك مطلب   
rosette



کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by seylsepour.blogfa.com


tkbleak.com