|
آدم را وادار ميكند به پايبند شدن ... نياز به پدر و مادر ، نياز به نفس كشيدن ، نياز به پول ، به خانه ،
سقف ، آدمها .... و همهء اينها آدم را زنجير ميكند به دنيا .
اين روزها فكر ميكنم دنيا سياهچال عمیقیست كه يكي يكي هر آدمي كه ميشناسمش را ميبلعد و
هيچ ازشان باقي نميگذارد . يكهو با هم هجوم ميآورند به دايرهام ، يكهو با هم تصميم ميگيرند رهايم
كنند به امان خدا . شايد اگر همهشان يكديگر را ميشناختند يقين پيدا ميكردم با هم تباني كردهاند براي
اين يكهو رفتن و يكهو ماندنهاي بيدليل و بادليل !
امروز به گمانم ۱۵روزي از اول فروردين ميگذرد ، فروردين 1386 ! نميدانم چرا اصلا از اين گذر متعجب نميشوم ! اتفاقات و آدمها باد شدهاند كه ميوزند از كنارم
میدونید یه جورایی خسته ام نمیدونم از چی ولی خسته ام باور کنید خسته شدم ولی با این حال هر
کسی منو میبینه فکر میکنه دارم از خوشی میمیرم ولی چون دوست ندارم آدم کسلی باشم اینجوریم
فکر کنم اگر اشتباه نکرده باشم فردا تولد سمانه هست امروز هم به خاطره سمانه آمدم پست بزارم و
تولدشو تبریک بگم فقط سمانه جان میتونم بگم دوست دارم تولدت هم مبارک![]()
![]()
سمانه تولدت مبارک![]()
![]()

کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by seylsepour.blogfa.com